تبليغاتX
شباهنگ

شباهنگ

خدایا،هرگز نگویمت دست من بگیر. عمریست گرفته ای ، مبادا رها کنی!

اگر دروغ  رنگ داشت هر روز شاید

ده ها رنگین کمان از دهان ما نطفه می بست

و بی رنگی کمیاب ترین چیزها بود

اگر عشق ارتفاع داشت

من زمین را زیر پای خود داشتم

و تو هیچ گاه عزم صعود نمی کردی

آنگاه شاید پرچم کهربایی مرا در قله ها به تمسخر می گرفتی

اگر گناه وزن داشت هیچ کس را توان آن نبود که گامی بردارد

اگر دیوار نبود نزدیکتر بودیم, همه وسعت دنیا یک خانه می شد

و تمام محتوای سفره سهم همه بود

 و هیچ کس در پشت هیچ ناکجایی پنهان نمی شد

اگر خواب حقیقت داشت

 همیشه با تو در آن ساحل سبز لبریز از نا باوری بودم

اگر همه سکه داشتند, دلها سکه را بیش از خدا نمی پرستیدند

و یکنفر کنار خیابان خواب گندم نمی دید

تا دیگری از سر جوانمردی بی ارزشترین سکه اش را نثار او کند

اگر مرگ نبود زندگی بی ارزشترین کالا بود, زیبایی نبود, خوبی هم شاید

اگر عشق نبود به کدامین بهانه می خندیدیم و می گریستیم؟

کدام لحظه ناب را اندیشه می کردیم؟

چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟

آری بیگمان پیش تر از اینها مرده بودیم, اگر عشق نبود

اگر کینه نبود قلبها تمام حجم خود را در اختیار عشق می گذاشتند

و من با دستانی که زخم خورده توست

گیسوان تو را نوازش می کردم

و تو سنگی را که من به شیشه ات زده بودم به یادگار نگه می داشتی و

ما پیمانه هایمان را شبهای مهتابی به سلامتی دشمنانمان پر می کردیم

پ.ن: شاید هیچوقت برنگردم...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 20:57  توسط بهارک  | 

این روزها نسبت به همه چیز خنثی شده ام، نه به کسی عشق می ورزم و نه از کسی متنفرم! نه با کسی قهرم و نه با هیچ کس آشتی، این روزها برایم مهم نیست رژگونه ام چه رنگی باشد و  کدام مانتو را به تن کنم، حتی با گرمای هوا هم کنار آمده ام. این روزها دیگر به خاطر نیامدن مترو سر هیچ کس فریاد نمی کشم، دیگر تاخیر برای کار هم اهمیتی ندارد!

خنثی شده ام... نه به هیچ کس فکر می کنم و نه کسی را از یاد برده ام. این روزها اصلا به فکر کردن هم فکر نمی کنم. تنها خودم را به دست باد، سرنوشت یا شاید هم خدا سپرده ام، آری خودم را به دست خدا سپرده ام تا او مجبور شود کارهایم را گردن بگیرد.

فعلا سبکم و شاید هم سبک سر و کمی هم بی خیال! خنثی بودن هم عالمی دارد اما هر چه هست خوب است، شاید هم دیوانه شدم! دیوانگی هم عالمی دارد. فعلا سرگرم چند تکه کاغذ و افکار آشفته و مشتی کتابم. می نویسم، خط می زنم، پاره می کنم و گاهی هم مچاله! با زندگی هم همین کار را می کنم اما حالم خوب است، خیلی خوب.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 12:9  توسط بهارک  | 

حميد مصدق خرداد 1343

تو به من خنديدي و نمي دانستي
من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم
باغبان از پي من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلود به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتي و هنوز،
سالهاست كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت

 " جواب فروغ فرخزاد به حميد مصدق"

من به تو خنديدم
چون كه مي دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدي
پدرم از پي تو تند دويد
و نمي دانستي باغبان باغچه همسايه
پدر پير من است
من به تو خنديدم
تا كه با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو ليك لرزه انداخت به دستان من و
سيب دندان زده از دست من افتاد به خاك
دل من گفت: برو
چون نمي خواست به خاطر بسپارد گريه تلخ تو را ...
و من رفتم و هنوز سالهاست كه در ذهن من آرام آرام
حيرت و بغض تو تكرار كنان
مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
كه چه مي شد اگر باغچه خانه ما سيب نداشت!

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 20:51  توسط بهارک  | 

- وقتی مردی شما را بخواهد، هیچ چیز نمی تواند جلوی او را بگیرد و اگر شما را نخواهد، هیچ چیز نمی تواند نگهش دارد.
- دست از بهانه گیری برای یک مرد و رفتار او بردارید.
- هیچوقت خودتان را برای رابطه ای که ارزشش را ندارد تغییر ندهید.
- قبل از اینکه بفهمید واقعاً چه چیز خوشحالتان می کند، با کسی ارتباط برقرار نکنید.
- اگر رابطه تان به این خاطر که مردتان آنطور که لیاقتش را دارید، با شما رفتار نمی کند، به اتمام رسید، هیچوقت سعی نکنید که با هم دو دوست معمولی باشید.
- پاگیر نشوید. اگر فکر می کنید که شما را در حالت تعلیق نگه داشته است، مطمئن باشید که حتماً این کار را کرده است.
- هیچوقت به خاطر اینکه فکر می کنید گذر زمان ممکن است اوضاع را بهتر کند، در یک رابطه نمانید. ممکن است یکسال بعد به خاطر این کار از خودتان عصبانی شوید، چون اوضاع هیچ تغییری نکرده است.
- برای رفتاری که با شما دارد، حد و مرز بگذارید.
- اگر چیزی ناراحتتان می کند، حتماً با او درمیان بگذارید.
- هیچوقت اجازه ندهید، طرفتان همه چیزتان را بداند. ممکن است بعدها بر ضد شما از آن استفاده کند.
- شما نمی توانید رفتار هیچ مردی را تغییر دهید. تغییر از درون ناشی می شود.
- هیچوقت نگذارید احساس کند او از شما مهمتر است...حتی اگر تحصیلات یا شغل بهتری نسبت به شما داشته باشد.
او یک مرد است، نه چیزی بیشتر، و نه کمتر.
- اجازه ندهید مردی هویت و وجود شما را توصیف کند.
- هیچوقت مرد کس دیگری را هم قرض نگیرید.
- اگر به کس دیگری خیانت کرد، مطمئن باشید که به شما هم خیانت خواهد کرد.
- مردها طوری با شما رفتار می کنند که خودتان اجازه می دهید رفتار کنند.
-همه مردها بد نیستند. (اکثریت قریب به اتفاقشون بدند!)
- بین از دست رفتن یک رابطه و شروع یک رابطه جدید، به زمانی برای ترمیم و التیام نیاز دارید....قبل از شروع کردن یک رابطه تازه، مسائل قبلیتان را باید به کل فراموش کنید.
- هیچوقت نباید دنبال کسی باشید که مکمل شما باشد. یک رابطه از دو فرد کامل تشکیل می شود. دنبال کسی باشید که مشابهتان باشد نه مکملتان.
- شروع رابطه و قرار ملاقات با اشخاص مختلف جهت یافتن بهترین فرد خوب است. نیازی نیست که با هر کس که دوست می شوید همان فرد موردنظر شما برای ازدواج باشد.
- هیچوقت به مردی که همه آن چیزهایی که از رابطه می خواهید را به شما نمی دهد، به طور کامل متعهد نشوید.

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 12:23  توسط بهارک  | 

من از پاییز میترسم

من از این فصلِ بی مهرِ ملال انگیز میترسم

من از رفتن هراسانم

من از مهرش گریزانم

تو را بیگانه کرد با من

مرا دیوانه کرد بی تو

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 19:12  توسط بهارک  |