تبليغاتX
شباهنگ

شباهنگ

خدایا،هرگز نگویمت دست من بگیر. عمریست گرفته ای ، مبادا رها کنی!

حرامیان حریم حرم را شکستند

و تحریم کردند هرچه محرم بود در احرام دل

غافل از آنکه، خود نیزحرمان مانده اند

از این حرمت!

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 16:30  توسط بهارک  | 

شیخ مشرف الدین مصلح عبدالله مشرف، سعدی شیرازی سخنسرای نامی ایران در حدود سال 606 ه.ق در شیراز دیده به جهان گشود و پس از کسب علم در محضر جمال الدین عبدالرحمن ابوالفرج بن جوزی دوم و شهاب الدین ابوحفص عمر بن محمد، سالیان درازی را به سیر و سیاحت و تجربه اندوزی و آشنایی با مردمان گذراند.

از او یادگارهای ارزشمند بسیاری در نظم و نثر باقی است که عبارتند از:دیوان، بوستان، گلستان، صاحبیه، خبیثات، مجلسهای پنجگانه و نوشته هایی دیگر چون عقل و عشق و نصیحه الملوک که بازخوانده بدوست.

سعدی در حدود سال 690ه.ق درگذشت.

پ.ن: امید است که امسال چون سالیان گذشته نکوداشت او فقط به چند ضیافت در شیراز و به به گویی های اساتید به مقالات هم، به چشمداشت چه چه شنوی منحصر نشود.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 16:54  توسط بهارک  | 

اگر نیم نگاهی حتی نه چندان مو شکافانه و کارشناسانه به سریالها و فیلمهای اخیر بیندازیم تنها یک نقطه مشترک بین همه آنها پیدا می کنیم: مساله زن دوم!! که به راحتی هرچه تمامتر مطرح می شود و با پوششی به اصطلاح اسلامی (همان کلاه شرعی خودمان) جنبه موجه به خود می گیرد.

فیلمها و سریالهایی که قرار است به رواج فرهنگ صحیح و تحکیم بنیان خانواده بپردازند و سیمایی که قرار است دانشگاه عمومی باشد چنان نقش و جایگاه زن را می کوبد و ارج و منزلت او را پایین می آورد که نتیجه آن چیزی می شود که امروز در جامعه خود به وفور می بینیم: فساد در مردان متاهل!!

متاسفانه تهیه کنندگان و دست اندرکاران این گونه سریالها که کم هم نیستند، سعی دارند که زنان را ابلهانی به تصویر بکشند که کاری جز لودگی از آنها بر نمی آید.( در پیامک ازدیار باقی دقیقا این نقشها به کسانی چون شهره لرستانی و سوسن مقصود لو داده شده بود). و یا از زنان موجوداتی می سازند که باید آنقدر احمق جلوه کنند تا از خیانت همسرانشان بگذرند (درست مانند همین سریال پیامک از دیار باقی و یا پول کثیف) و چنان این حماقت و لودگی و خیانت مردان را با چاشنی طنز به خورد بیننده می دهند که بیننده فقط بخندد و لذت ببرد.

من اینجا قصد ندارم به نقد سریال و یا فیلمی خاص بپردازم که نه از دانش آن برخوردارم و نه تعداد این سریالها اندک است که بتوان همه را به بوته نقد برد. اما صحبتی دارم با این آقایان به اصطلاح فرهنگ ساز که فقط بی فرهنگی و بی حرمتی را ترویج می کنند.

آقایان محترم!

من هیچ دشمنی با شما یا سایر مردان ندارم اما به عنوان یک انسان باید خیلی چیزها را به شما یادآوری کنم.آیا شما واقعا چشمهایتان را بسته اید و فحشا و فساد در جامعه را نمی بینید یا نمی خواهید که ببینید و حداقل این قضیه را طوری عنوان کنید که زن برای خود جایگاهی دارد و از  خیانت همسر خود نخواهد گذشت، شما موظفید که نشان دهید مردان ما حق ندارند که پایشان را از گلیمشان دراز تر کنند و به خیانت خود وجهه قانونی و شرعی دهند.

آیا شما روزنامه ها و اخبار حوادث را نمی خوانید که چه بسیار مردانی  به خاطر خیانت به دست همسرانشان به قتل رسیده اند پس یا شما دروغ می گویید یا روزنامه ها چون اگر آنطور که شما می گویید باشد که دیگر این همه قتل و جنایت رخ نمی دهد و همه هووها در کمال خوشی و گذشت با هم زندگی می کنند!

آقایان فرهنگ ساز !!!

شما فرهنگ سازی می کنید اما در جهتی که دلتان می خواهد، در جهتی که آرزویش را دارید و شاید به آن جامه عمل هم پوشانده اید!!!خدا عالم است. شما تصور کرده اید که زن کودکی است که می تواند از عروسکش بگذرد و آن را برای مدتی به کودک همسایه قرض دهد!

برادران عزیز

زنهای فیلمهای شما از سیاره ای دیگر نیامده اند بلکه در کنار شما هستند و هزار و یک نقش واقعی را برایتان ایفا می کنند: مادر، خواهر، همسر، دختر و... پس نگذارید حرمتشان حتی در ازای نشاندن لبخند بر لبان مخاطبانتان شکسته شود.

آقایان، برادران، فرهنگ سازان!

در این جامعه از این گونه هوسبازان به قدری هستند که دیگر لازم نیست در تعریف و تمجیدشان فیلمنامه ای نگاشته شود. بیایید برای تقبیح شان بکوشیم.

یادتان نرود همانقدر که خیانت برای زن ناپسند است برای مرد هم، پس سر خودمان را کلاه نگذاریم که حالا مردی اگر رفت ایرادی ندارد اسلام که حرام ندانسته، آری اسلام حرام نکرده اما آیا مردان زمان ما عدالت علی (ع) را رعایت خواهند کرد؟!!!!!!!!!!!!!!

آقایان!

سخت در اشتباهید، به خود آیید!دیگر دوران این سبک اندیشی ها گذشته.گامی به سوی اعتلای جامعه بر دارید و فراموش نکنید که پشتوانه هر مرد موفقی زنی بزرگ است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 17:47  توسط بهارک  | 

نوشته هایم مال همه! به باد سپردم
هوهو کنان تمام صدای من را به گوش مردم شهر بی خبری برساند
بلکه شاید به خود آیند.
نوشته هایم مال تو مال من مال همه
هرکه خواند و دلش بامن یکسو شد
هرکه خواند و من را تعریف کرد
هرکه خواند و به من بال پرواز داد
هرکه خواند و ماه را به مهمانی من دعوت کرد
هرکه خواند و ماند
باشد که تو هم بخوانی و
دلت بامن یکسو شود
من را تعریف کنی
به من بال پروازدهی
ماه را به مهمانی من دعوت کنی
و بمانی....
نوشته هایم مال همه آنجا که همه هستند وغم نیست

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 18:33  توسط بهارک  | 

بیا، بیا برویم

          کجاست نغمه عشق و نسیم آزادی

در این کویر نبینم نشان آبادی

                                         نشانه شادی        

دلم گرفت از این شیوه های شدادی

بیا،بیا برویم

خوشا که رستن و رفتن

                                به سوی آزادی 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 18:53  توسط بهارک  |