تبليغاتX
شباهنگ

شباهنگ

خدایا،هرگز نگویمت دست من بگیر. عمریست گرفته ای ، مبادا رها کنی!

یلدا آمده است

و مانده ام میان این همه بی آرزویی چه تفالی به حافظ بزنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 17:55  توسط بهارک  | 

در واپسین لحظه دیدارت مانده ام

تو با کدامین نقش بر دلم نشسته ای

با کدامین سِحر؟

در کنار کدامین سرو روانی

که من این چنین تو را ندارم!

تو در کنج کدامین دلی که من  اینگونه نمی یابمت!

تو درس عشق را در مکتب کدامین آموزگار آموختی

که این چنین خیانت کردی

کاش برای یک بار راست می گفتی!

فقط برای یک بار!

در واژه هایت دوستت دارم را نوشته ای؟

می دانی عشق را باید در عین پیدا کنی و

هوس را در هیچ؟

می دانی؟

کاش برای یکبار راست می گفتی!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 19:39  توسط بهارک  | 

میلاد گمشدگان در تبلور عشق و بازتاب نامرامی پنهان است
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 17:58  توسط بهارک  |