تبليغاتX
شباهنگ

شباهنگ

خدایا،هرگز نگویمت دست من بگیر. عمریست گرفته ای ، مبادا رها کنی!

در

كدامين لايه روياهايم خفته اي
كدامين نقش را داري كه اينچنين بر دلم نشسته اي
با آن درون شگفت انگيزت ...
و آه ...
هم اكنون
در آغوش كدام سعادت خفته اي
كه من اينچنين مفلسانه تو را ندارم
تو در كدام كوچه ، در كدام نقطه ،دركدام نوشته ، در كدام حضور
كه من عاجزانه نمي يابمت !
تو در كدام مكتب آموخته اي كه اينچنين ويرانم كني
نباشي و سراپا عصيانم كني
راست بگو
چند بار دوستت دارم را نيرنگ كرده اي ؟
چند بار به آسمان برده اي و انداخته اي ؟
چند بار عشق مزمزه كرده و هوس تف كرده اي ؟
آي آشناي دير آشنا
راست بگو
راست...
براي يك بارهم كه شده ...

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 20:31  توسط بهارک  |