این شقایق با نگاهی سرد پرپر می شود
زبان پارسي
پاسداشت يا پاس كاري
زبان و خط پارسي در گذر تاريخ با فراز و نشيب ها و دگرگوني هاي بسياري همراه بوده است.
گويش ها و لهجه و واژگان فراواني را به خود ديده است كه شايد امروز ديگر نتوان نشاني از آنها يافت.اما آنچه اين روزها بسيار به چشم مي خورد اشتباه هاي گفتاري در زبان عاميانه و گاه خاص است. اشتباهاتي كه برخي از سر ناآگاهي از درست ادا كردن كلمات است، برخي ديگر ناشي از برداشت هاي اشتباه از واژه هاست و دسته ديگر هم برگرفته از واژگان وارد شده در ادبيات و فرهنگ ماست.
همه ما در روز به افراد بسياري بر مي خوريم كه بسياري از حروف را در كلمات جابه جا مي كنند مثلا به جاي سفره مي گويند سرفه و يا حرفي را به يك واژه اضافه مي كنند مثل سينزده به جاي سيزده
و... . به راستي شايد نتوان خاستگاه اين اشتباه هاي گفتاري را يافت اما از علل آن مي توان به كم سوادي اشخاص و همچنين عادت كردن به آن شيوه حرف زدن، اشاره كرد.
آشكار است در خانواده اي كه كسي به درست ادا كردن كلمات اهميتي نمي دهد فرزندان هم اندك اندك و حتي پس از ورود به جامعه به همان شيوه نادرست سخن مي گويند و اگر به اين مساله در مدرسه هم توجهي نشود(كه غالبا هم نمي شود) كودك با تلفظ اشتباه خو مي گيرد و تا كهنسالي هم آن نوع گويش را با خود يدك مي كشد و چه بسا آن را به نسل هاي آينده هم انتقال مي دهد. البته بايد يادآوري كرد كه جابه جايي برخي از حروف در سنين كهنسالي و يا در زبان كودكانه در اينجا منظور نيست زيرا منظور اشتباهاتي است كه در سنين نوجواني و جواني و ميانسالي صورت مي گيرد و ناشي از اشتباه در زبان گفتار است نه آنچه كه مربوط به فيزيولوژي بدن است.
اين مشكل گاه در برنامه هاي تلويزيوني هم به چشم مي خورد مثلا چند هفته پيش يكي از مجريان تلويزيون واژه قيرگوني را قيرقوني تلفظ مي كرد و عجيب اينكه هيچ يك از عوامل پشت صحنه هم اين مساله را به وي گوشزد نمي كردند.
مورد ديگر استفاده نادرست از يك واژه است كه بيشتر هم در زبان خاص به كار مي رود. هزارها بار كلمه سوء استفاده را شنيده ايم و چه بسا خود هم آن را به كار برده ايم، بي آنكه به معناي آن توجه كرده باشيم. سوء استفاده به معناي بهره وري نادرست از چيزي است اما ما آنرا در معناي مثبت هم به كار مي بريم. به طور نمونه مي گوييم از فرصت سوء استفاده كردم و به عيادت فلاني رفتم در صورتي كه عيادت عملي پسنديده است.
جمله عجب حرف مزخرفي را به معناي حرف بيخود و بيهوده بسيار شنيده ايم حال آنكه مزخرف به معناي چيزي است كه با طلا اندود شده است و در اين صورت معناي جمله بالا اين است كه چه حرف خوب و باارزشي!!
در دوران جنگ تحميلي نيز واژه پايمردي را بسيار مي خوانديم و مي نوشتيم و آنرا در معناي مقاومت و پايداري مي دانستيم اما با مراجعه به متون كهن پارسي در مي يابيم كه معناي اصلي آن شفاعت است و نه آنچه كه ما به كار مي برديم.
متاسفانه اين مورد هم مانند مورد قبل از زبان كوچه و بازار وارد زبان پارسي شده است و عده اي كه آشنايي درستي با زبان پارسي نداشته اند هم آن را رواج داده اند.
گروه سوم واژه هاي دخيل است كه به مدد فناوري وارد زبان ما شده است. البته اين امر قابل انكار نيست كه وقتي فناوري وارد كشوري مي شود زبان و فرهنگ آن كشور را نيز دستخوش تغييراتي
مي سازد. يكي از نمونه هاي چشمگير ورود واژگان اينترنتي است همانند ايميل و... .البته گاهي اين خدشه وارد كردن ها از زبان هم پا فراتر مي نهد و به خط هم آسيب مي رساند مانند ارسال پيامك ها به زبان انگليسي كه در برنامه هاي تلويزيوني بسيار تبليغ مي شد و با اعتراض پارسي دوستان بسياري هم روبه رو شد.
بسياري از واژه هاي وارد شده به زبان ما نيز از سر ناآگاهي بسياري از افراد است، خيلي ها را ديده ايم كه از واژه Hi ، Ok و... استفاده مي كنند و آن را نشانه بافرهنگي و تفاخر مي دانند. البته آشنايي و فراگيري هر زباني يك امتياز است اما هيچ دليلي براي به كار بردن آن در زبان مادري وجود ندارد. هر زباني براي خود ارزشمند است اما به كار بردن آن در زبان ديگر كار چندان جالبي به نظر نمي رسد زيرا ما خود واژه هاي زيبايي چون درود و بدرود را داريم كه به مراتب زيباتر از Hi و Bye است و از نظر فرهنگي نيز ريشه اي غني تر و پربارتر از فرهنگ انگليسي دارد.
خوشبختانه در كشور ما فرهنگستان زبان و ادب فارسي مدتي است به توليد واژه پرداخته و لغات جايگزيني را براي اين گروه برگزيده است. واژه هاي بسياري از زبانهاي بيگانه وارد زبان ما شده اند و زبان پاري را دچار نازيبايي كرده اند حال آنكه ما در متون كهن خود واژه هاي زيبايي داريم كه براي جايگزيني مي توانيم از آنها استفاده كنيم. اين واژگان شايد در نگاه اول به خاطر دور ماندن از فرهنگمان شگفت بنمايند اما پس از مدتي به زيبايي و شيوايي آنها پي خواهيم برد.
نكته اي كه در اينجا به نظر مي رسد اين است كه اين وظيفه خطير را بايد رسانه هاي شنيداري، ديداري و نوشتاري بر دوش بكشند. پسنديده است درست سخن گفتن را از رسانه ها آغاز كنيم و مجريان صدا و سيما، نويسندگان و برنامه ريزان كتابهاي درسي و مسائل آموزشي در اين راستا
مي توانند سرمشقي براي ديگران باشند. تا بيشتر از اين زبانمان دستخوش و لگدمال زبانهاي بيگانه نشده است بايد به فكر افتاد.
